تبليغاتX
إسراء - بشنو از نی چون حکایت می کند...

إسراء

ای انسان البته با هر مشقت در راه عبادت حق بکوش که عاقبت به حضور پروردگار خود می روی

 

 

خدا

ای سرود جاری دلهای خسته

خدا

ای سکوت گویا وای فریاد خاموش روح های آشنا.

ما یک عمر فریاد را ، یک دنیا طلب را ،تجربه کرده ایم. با تجربه ها ، روبه تو آورده ایم ... ماطعم کفرها ، شرک ها ، نفاق ها را چشیده ایم و بن بست ها را چه بگویم که چگونه احساس کرده ایم .اکنون ،دربرابر تو لب از لب گشوده ایم . حتی در خاموشی طنین فریادیم ...

این تویی که ما را خوانده ای . این تویی که در ما دمیده ای ... این نوای توست ،تو ،از خودت بشنو ،که ما سزاوار شنیدنت نیستیم .

که ما از تو هیچگاه نشنیدیم ...

این نوای توست .

این نوای آشنای توست ،در نی وجود ما .

تو ،

بشنو از نی .

از نی ، این سر برآورده، از مرداب.

از نی ،  این سرکشیده،  تا فریاد.

این حکایت جدایی ماست که پس از هزار تجربه ، هزار بن بست ، هزار درگیری ،  به تو ای آخرین فریاد ،  به تو ای آیه ی  امید ، ختم می شود این جاری سر گشته ،این رود وجود ماست ؛ که پس از تجربه ی هزار مرداب باز هم به تو می پیوندد...

 

 

- " بشنو از نی " می خوانم ، صحیفه ی سجادیه ، دعای ابوحمزه ی  ثمالی  .... درمان تمام خستگی ها !

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 22:46  توسط زهرا  |